Thursday, October 12, 2006

گل ارکیده

شاخۀ تکیده گل اُرکیده با چشمهای خسته

لبهای بسته غم توی چشمهاش آروم نشسته

شکوفۀ شادیش از هم گسسته وای ی ی ی

آشنای دردِ خورشیدش سردِ

تو قلب سردش غم لونه کرده

مهتاب عمرش در پشت پرده

اما حصارش پاییز سرده وای ی ی ی

دستهای ظریفش تو دستِ مادر

پیکرِ نحیفش چون گل پرپر

از محنت و درد آروم نداره

سایۀ سیاهی رو بخت شومش

اُرکیده تنهاست زیر هجومش

طوفان درد پایون نداره

لا لا لا لا لا لای

دست من و تو می تونه با هم

قصری بسازه با رنگ شبنم

شکوفه ای که غمگین و سردِ

گل اُرکیدست نمیره کم کم

بیا نذاریم گل اُرکیده

گلی که چهره اش پاک و سپیدِ

که توی پاییز شاخۀ بیده

بهار ندیده بمیره کم کم

دستهای ظریفش تو دستِ مادر

پیکرِ نحیفش چون گل پرپر

از محنت و درد آروم نداره

سایۀ سیاهی رو بخت شومش

اُرکیده تنهاست زیر هجومش

طوفان درد پایون نداره

لا لا لا لا لا لای

لا لا لا لا لا لای

0 Comments:

Post a Comment

<< Home