Friday, January 14, 2005

فرشته عشق

به هر کجا که بری فرشته من تویی
و من به دنبالت در خواب و خیالم

پی نوری می روم که می دانم مرا غرق خواهد کرد
پی جنگی می روم که می دانم مرا کشته خواهد کرد

وقتی تو را از پس رود چشمانم می بینم
بزرگ تر از همیشه و زیبا تر جلوه می کنی

به کجا می روی ای فرشته من
به هر کجا بروی روح من در پی توست

آه چه دردناک است آنروز که
تو را در قاب پنجره ، دیگری ببینم

یادم می آید برای اینکه در چشمانت دیده شوم
خود را یک بارغرق کردم یک بار سوزاندم

اما انگار هیچگاه به چشم نیامدم

و تو چه ندانسته روح مسخ شده من را کشتی

این زندانی دربندت را چه شکنجه ها دادی
دانسته و ندانسته ، عمدی و سهوی ، مرا هلاک کردی

و آری ای الهه نفرین شده عشق
بگذار بمیرم ، بگذار کشتی من اینبار غرقه شود

0 Comments:

Post a Comment

<< Home